اصفهان بسیج
شهید شاخص سال 1394 سازمان بسیج مهندسین کشاورزی و منابع طبیعی

سید محمد سعید جعفری

سعید در سن ۷-۸ سالگی به همراه خانواده ساکن کرمانشاه شد و تحصیلاتش را در همانجا شروع کرد

سعید در سن ۷-۸ سالگی به همراه خانواده ساکن کرمانشاه شد و تحصیلاتش را در همانجا شروع کرد و همزمان با دروس دبستان، حفظ و قرائت قرآن کریم و آموزش احکام شرعی را از ایام دبستان نزد مربی قرآن مرحوم میرزا علی اصغر بهمانی آغاز نمود، تا بدانجا که در همان سنین اندکش ۲-۳ بار ختم قرآن نمود و حتی بعضی اوقات مخاطبانش را با قرآن جواب می داد.

هوشمندی سعید از ایام کودکی منجر به اشتغال همزمان او در دروس کلاسیک تا اخذ دیپلم ریاضی و پذیرش دوره کارشناسی و آموزش های دینی و مذهبی گردید تا بدانجا که از ۱۶ سالگی رسماً در مساجد و جلسات دینی به سخنرانی می پردازد._هرچند اولین سخنرانی ایشان در سن ۱۲ سالگی و در روز ولادت امام علی(ع) بر روی منبر مسجد آیت الله بروجردی با موضوع شرح یکی از خطبه های نهج البلاغه بوده است._از نوجوانی آموزشدروس حوزوی را در نزد روحانیت کرمانشاه آغاز می نماید و از محضر اساتیدی چون شهید محراب آیت الله عطاء الله اشرفی و شهید آیت الله بهاءالدین کنگاوری(محمدی عراقی) و آیت الله مجتبی حاج آخوند و نیز آخوند ملاعلی معصومی همدانی(استاد عرفان شهید جعفری که ایشان برای استفاده از درس این عالم ربانی به همدان رفت و آمد می کردند.) و استاد علی حجتی کرمانی(از علمای تبعیدی به کرمانشاه) تا آغاز دروس خارج استفاده علمی می نماید.

ایمان و توکل بر خدا، پشتکار، استعداد، نفوذ کلام و اطمینان به نفس او از ایشان شخصیتی اثرگذار بر مردم می سازد. سعید خوش سیما و خوش سیرت است. لبخندش قفل دلها را می گشاید و در متن مردم نفوذ فوق العاده می یابد. حتی در میان اهل سنت و نیز شیعیان اهل حق(طایفه ای که در بیان شأنیت حضرت امام علی(ع) دچار غلو شده اند) هم صاحب وجاهت است. همزمان او به مبارزه و مناظره با مروجین مکاتب انحرافی، میسیونرهای مسیحی و مبلغان بهایی و گروه وحدت نوین جهانی که رهبری آن در کرمانشاه مستقر بود می پردازد. شاید نخستین فعالیت سیاسی او به پخش اعلامیه های امام در خرداد ۴۲ و زمـان کودکی بـرمی گردد.

شهیــد سپهبدعلی صیاد شیرازی در سال۱۳۵۰در جریان دعوت شهید جعفری(اعلی الله مقامه)از نیروهای مذهبی برای مبارزه با رژیم طاغوتی با ایشان آشنا می گردند و این آشنایی را نقطه عطفی در تغییر مسیر زندگی خویش دانسته می گوید: «آشنایی من با سعید آغاز آشنایی من با مربیان دینی بود؛ سعید برای من همچون پلی بود به جهان معرفت و معنویت.»

این سید الهی و شهید والامقام بسیار شجاع و نترس بود به گونه ای که شهید صیاد(اعلی الله مقامه) از موضع علنی ایشان در مخالفت با رژیم از همان زمان(در زمانی که هنوز مبارزات انقلابی اوج نگرفته بود و موضع گیری ها علیه شاه به آن صورت علنی نشده بود) اظهار تعجب می نماید.

سعید جعفری با شجاعت تمام در زمان اوج قدرت رژیم پهلوی و در هنگام جشن های ۲۵۰۰ ساله، همه جا در سخنرانی های خود از مبارزه و قیام سخن می گوید فلذا از سال ۱۳۵۲ مورد گزارش هفتگی ساواک قرار می گیرد (اسناد ساواک). از سال ۱۳۵۳ فعالیت های خود را به منطقه غرب گسترش می دهد و سخنرانی های متعدد در استانهای ایلام، کردستان، همدان و تهران برگزار می نماید.

سید سعید در سال ۵۳ با همسری مؤمنه، فداکار و وفادار ازدواج می نماید و در سال ۵۴ صاحب فرزند می گردد و نام آن را صالح می نهد که به حمد الله ایشان از رهروان صدیق پدر بوده و امروز از اساتید متعهد و متخصص کشور می باشد.

فعالیت های سیاسی و فرهنگی و جلسات سخنرانی ایشان در مساجد و دانشگاه های کشور و در جلسات آموزشی خصوصی شهید منجر به تربیت شاگردان فراوانی می گردد که تا پایان عمر به شهید دلبستگی می یابند.

ایشان در سال ۵۶ با همکاری علمای ذی نفوذ، بازاریان و ثروتمندان خیّر کرمانشاه مجموعه ای را برای کمک رسانی به فقرا و مستمندان راه اندازی می نمایند که بعدها آن را «شورای یاوری تهیدستان»میخوانند.

ارتباط وسیع ایشان با روحانیت و نقش محوری او به عنوان حلقه رابط میان علمای منطقه منجر به تشکیل جامعه روحانیت کرمانشاه در سال ۵۶و جامعه روحانیت غرب کشور و نیز مجمع روحانیون تبعیدی در سال ۵۷می گردد. صدور دهها اعلامیه ضد رژیم با پیگیری ایشان و همکاری بسیار فعال علمایی چون آیت الله جلیلی، آیت الله نجومی، حجت الاسلام علی کرمانی و … صورت می پذیرد و در همین مسیر شهید عزیز شبکه وسیعی را در غرب کشور به منظور تهیه، آماده و انتشار اعلامیه های ضد شاه با نظارت و همراهی آیت ا… سید مرتضی نجومی مهیا نموده با اوج گیری خیزش ملت نقش اساسی در سازماندهی مراسم و تظاهرات و جلوگیری از انحراف حرکت و شعارها در منطقه ایفا می نمایند.

شهید جعفری در سال ۱۳۵۶فاز نظامی فعالیت های خویش را آغاز نموده ۷ گروه مخفی برای فعالیت های تهاجمی و آموزش استفاده از تسلیحات نظامی تشکیل می دهد. شبکه ۷ گانه تحت امر ایشان نیز اکثر مراکز فساد و مشروب فروشی ها را در منطقه به تعطیلی می کشاند و رشد انقلاب در منطقه غرب سیری شگرف می یابد. از این زمان استاد شهید تحت تعقیب ساواک قرار می گیرد. در جریان فتنه سالار جاف و تعرض چماقداران او به مردم که با سکوت و حمایت ضمنی شهربانی در شهرهای مختلف غرب کشور توأم است شهید جعفری به تدارک تحصن بزرگی از علما و بزرگان منطقه در کرمانشاه می پردازد که در این زمان دستگیر و زندانی اما تحصن با موفقیت برگزار و بعد از سه روز تحصن با برآورده شدن خواسته های متحصنین پایان می گردد. در زندان پیشنهاد بورس تحصیلی خارج از کشور را نمی پذیرد و به جهت فعالیت مذهبی در دوران زندان تحت شکنجه قرار گرفته دست به اعتصاب غذا می زند. اما با آزادی زندانیان سیاسی استاد شهید نیز بعد از یک ماه و اندی آزاد می گردند. به محض آزادی با متشکل کردن شاگردان و جوانان متدین و متعهد شهر کمیته حفاظت شهری کرمانشاه را در اول آذر ماه ۵۷ راه اندازی نموده شهر رابه ۱۴ منطقه حفاظتی تقسیم و برای هر بک از گروه ها یک مسئول می گمارد و مقر و پایگاه هر یک از حوزه های استحفاظی را مسجد آن منطقه قرار میدهد و پایگاه مرکزی کمیته ها نیز تحت نظر آیت الله جلیلی در مسجد آیت الله بروجردی مستقر می شود. رادیو مسکو سقوط انتظامی کرمانشاه و تشکیل نخستین کمیته حفاظت شهری به وسیله جوانان شهر را گزارش می کند. به جهت عدم امکان آموزش مسلحانه و استفاده آشکار سلاح در ساعات حکومت نظامی، شهید جعفری پایگاه مخفی ای را در نیمه دوم آذر ماه در ارتفاعات برفگیر«خورین»حد فاصل کرمانشاه-کامیاران راه اندازی نموده نخستین آموزش متمرکز نظامی نیروهای انقلاب و هسته اولیه مجموعه ای که بعدها آن راسپاه پاسداران نامیده اند تحت آموزش های سرگرد علیداد همتی به عنوان مسئول آموزش نیروها -که در این امر نقش بسیار ارزنده ای داشتند- شکل می گیرد. در دیماه نیز پایگاه دیگری را در چغانرگس حد فاصل کرمانشاه و ماهیدشت ایجاد و گروه دیگری در آن مشغول آموزش می گردند. تعدادی از نیروهای آموزش دیده این دو مجموعه در نیمه دوم دیماه ۵۷ به منظور کمک به حفاظت جان امام (ره) به تهران اعزام می گردند. همراهی این گروه با سایر مرتبطین حلقه کرمانشاه در تهران نهایتاً منجر به تشکیل کمیته مسجد قبا زیر نظر آیت ا… شهید دکتر مفتح می گردد. با پیروزی انقلاب اسلامی شهید جعفری اردوگاه پیش آهنگی خضر زنده را به پادگان آموزش نظامی تبدیل کرده نیروهای پادگانهای خورین و چغانرگس را در آنجا مستقر و با عنوان «پاسداران انقلاب اسلامی» شروع به فعالیت می نمایند. این پادگان همینک با نام پادگان شهید منتظری بزرگترین پادگان آموزشی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کشور است.

این شهید بزرگوار در ابتدای پیروزی انقلاب با همکاری و قضاوت آیات عظام عبدالجلیل جلیلی، شهید بهاءالدین کنگاوری(محمدی عراقی)، و عبدالخالق عبدالهی دادگاهی اسلامی برای اجرای حدود و اعمال تعزیرات شرعی تشکیل می دهند که هسته اولیه دادگاه انقلاب کرمانشاه می گردد.

در اوایل اسفند ماه ۵۷ شهید جعفری به خدمت امام راحل (ره) رسیده گزارشی از نیروهای آموزش دیده در پادگانهای خورین و چغانرگس و خضرزنده، ارائه و امعان نظر امام (ره) برای تجهیز تسلیحاتی این نیروها و راه اندازی یک نیروی نظامی مستقل –که در واقع همان پیشنهاد تأسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی توسط شهید جعفری(رضوان الله تعالی علیه)به امام خمینی(ره) بود- و توجه بیشتر مسوولان به مسائل کردستان را تقاضا می نمایند که منجر به ارجاع ایشان به آیت ا… حسن لاهوتی و شهید سپهبد ولی ا… قرنی از سوی امام (ره) می گردد. آیت ا… لاهوتی در اسفند ماه ۵۷ برای دیدار از پادگان خضرزنده و اقدامات به عمل آمده به کرمانشاه سفر می نمایند و با تشدید درگیری ها در کردستان و سقوط منطقه شهری سنندج و محاصره پادگان آن به وسیله گروهکها، تسلیحات گسترده این پادگان در شرف تصرف گروهکهای معاند با نظام قرار می گیرد –که اگر نبود آن فرماندهی شهید جعفری و رشادتهای نیروهای تحت امر ایشان، و پادگان سنندج به تصرف گروهک ها در می آمد به قول خود شهید، با نقشه ی از نیل تا فرات صهیونیسم کردستان برای همیشه از حاکمیت جمهوری اسلامی ایران خارج می شد.- فلذا شهید سپهبد قرنی با ارائه اختیارات تام در مسائل ارتش غرب کشور به شهید سعید جعفری، ورود نیروهای آموزش دیده ایشان را به عرصه دفاع طلب می نمایند. شهید جعفری با استقرار در هوانیروز کرمانشاه و هماهنگی عملیات هوایی از پایگاه شهید نوژه عملیات سنندج را آغاز نموده با خاموش کردن آتش نیروهای مهاجم به پادگان و هلی برد نیروهای آموزش دیده پادگان خضرزنده به درون پادگان تحت محاصره سنندج نخستین عملیات نظامی انقلاب اسلامی را در ۲۸ اسفند ماه ۱۳۵۷ با موفقیت کامل رهبری می نماید. در این عملیات پر خطر نظامی با به شهادت رسیدن نخستین شهیدان سپاه پاسداران انقلاب اسلامیشهید امیر شاهرضایی و برادران امیر و حسین اشک تلخ پادگان سنندج و تسلیحات آن از سقوط حتمی نجات می یابد و شهر سنندج از تصرف گروهک ها خارج می گردد. در فروردین ۵۸ پس از آزادی و تامین سنندج شهید جعفری نیروهای مبارز سنندج را همراه با گروه میثم به سمت مهاباد گسیل می دارند تا به صورت مردمی در شهر وارد و در پایگاههایی مستقر گردیده متصرفین شهر و پادگان مهاباد را به عقب برانند. این نیروها به مدت چند ماه تا رسیدن به هدف مورد نظر در مهاباد مستقر و در دو گروه فرهنگی و نظامی مشغول به فعالیت می گردند.

پراکندگی نیروهای ضد انقلاب و عناصر وابسته به پالیزبان و… در شهرستانهای «کرند و گهواره» نیز در آن زمان منجر به عدم امنیت در منطقه می گردد. ارتباط نزدیک شهید جعفری با بزرگان قومی آن مناطق و طرح واگذاری تامین منطقه به ایشان، اغتشاشات دراز مدت را بدون درگیری و مداخله نظامی خاتمه می دهد.

در اوایل مرداد ۵۸ با سقوط پایگاه سپاه در مریوان به دست گروهکها و قتل عام خانواده پاسداران منطقه، شهید سعید جعفری با تقویت سران محلی مدافع انقلاب و ایجاد حرکت از روستا به شهر این نیروها (طرح و مدیریت یکی از نزدیکان شهید) منجر به محاصره شهر و قطع ارتباط گروهکها با نیروهای خارج گردیده باورود شهید دکتر مصطفی چمران به منطقه به نمایندگی از دولت و مذاکره ایشان با شهید جعفری با سران گروهکها نیروهای متهاجم مریوان را به سمت پاوه ترک می نمایند. حضور این نیروهای غیر متعهد در پاوه و بروز برخی رفتارهای زننده آنها مردم مسلمان پاوه را به واکنش واداشته منجر به تحصن اعتراض آمیز مردم در فرمانداری شهر می گردد. متقابلاً هواداران گروهکها نیز تحصنی را به منظور اعمال فشار بر دولت در قوری قلعه ترتیب می دهند. در آن فضای متشنج شهید جعفری در اقدامی شجاعانه با همراهی آیات عظام اشرفی، کاظمی و خرمشاهی در جمع مردم متحصن در فرمانداری پاوه حضور می یابند و با سخنرانی و اعلام حمایت از متحصنین شخصاً خطر مذاکره با سران گروهکها را در قوری قلعه به جان می خرد و سعی در ختم غائله نموده موضع مردم پاوه را تثبیت می نمایند. پیروزی مذاکرات به نفع مردم پاوه و ورود شهید چمران به این شهر منجر به خشم معاندان و محاصره و حمله مسلحانه آنها به پاوه گردید. شهید جعفری -که در حقیقت متصدی امر پاوه و حلقه ی ارتباطی نظام با پاوه بودند و حقیقتاً و بدون اغرق اگر ایشان نبودند پاوه و به تبع آن کردستان و کرمانشاه از ایران جدا می شد و به خاطر همین اهمیتش بود که امام(ره) با پیگیری های شهید بزرگوار، برای آزادسازی پاوه برای ارتش فرمان صادر نمودند- در دو مرحله تسلیحات و نیروهای جان بر کفی را به فرماندهیشهید آیت شعبانی و آقای عبدالعلی بوچانپور به درون حلقه محاصره پاوه اعزام و پی گیری وسیعی را با همراهی آیت ا… مجتبی حاج آخوند جهت صدور فرمان امام (ره) خطاب به ارتش برای نجات پاوه ایفا می نماید.

در شهریور ۵۸ شهید جعفری با اعزام نیروهای سپاه به روانسر، دشمنان انقلاب را بدون درگیری به عقب نشینی از آن شهر وادار می نمایند. این شهید بزرگوار و مجاهد ربانی -که زبان از بیان خدماتشان به اسلام واقعاً عاجز بوده و یکی از همرزمانش به حق و بدون اغراق سیدالشهدای کرمانشاه نامیده است- در دیماه ۵۸ با تشکیل (گروه سلمان) و تدوین طرح یک عملیات چریکی و پارتیزانی پیچیده به فرماندهی شهید ابوالحسن یاری که مخالفین زیادی این طرح ایشان داشت ولی شهید به دلیل تلفات غیرنظامیان طرح مخالفین با وجود آسانی آن طرح ها مصرانه بر طرح خویش پافشاری نموده -بعد از اجرای طرح و موفقیت آن به نبوغ نظامی شهید پی بردند- کامیاران را در اوج نا امیدی ها بدون تلفات شهری و با تقدیم کمتر از ۱۲ شهید آزاد می نماید.

از دیگر اقدامات شهید گرفتن امان نامه از امام(ره) برای برخی از افرادی است که از زمان طاغوت با جرایم کوچک به عراق گریخته بودند و رژیم بعثی عراق از آنها برای انجام یک سری اعمال خرابکارانه علیه جمهوری اسلامی بیگاری می کشید. این طرح منجر به بازگشت این آوارگان به کشور و رفع یکدست ناهنجاری های اجتماعی در منطقه و نیز همراهی بسیاری از آنان با انقلاب در مقاطع بعدی خصوصاً در سازمان(پیشمرگان کرد مسلمان) گردید که خود این شهید عزیز مؤسس این تشکل انقلابی بود. طرح تشکیل(پیشمرگانکرد مسلمان) با محوریت سران کرد رانده شده از ایران و دریافت کنندگان امان نامه ها و حمایت شهید چمران و علامه احمد مفتی زاده نیز توانست تفاوت کرد و کفر را در کردستان آشکار نماید.

اسکان مهاجران کردی که در خطر قتل و غارت گروهکها قرار داشتند –چون گروهک ها همه ی کردهای طرفدار انقلاب را قتل عام می کردند- در شهر کرمانشاه از دیگر اقدامات ایشان بود.

خدمت دیگر این سید الهی آن بود که در مسیر تألیف قلوب طوایف محلی تعدادی از افراد ذی نفوذ و نیازمند منطقه را نیز مورد حمایت مالی نظام قرار دادند.

استاد شهید سعید جعفری همزمان در عرصه سیاسی مبارزه وسیعی را علیه گروهکها التقاطی و مجاهدین خلق و سایر گروهکهای مارکسیستی سامان داد. قدرت مناظره سعید در این مسیر بسیار موثر و نزدیکی ایشان با جامعه روحانیت کرمانشاه بسیار راه گشا بود. همچنین شهید با برگزاری دروس تفسیر قرآن کریم و نهج البلاغه و سخنرانی در مساجدخصوصاً برگزاری جلسات هفتگی مسجد معتضدی و دعای کمیل مسجد بروجردی و افشاگری در مورد ماهیت بنی صدر و نیز با متشکل کردن و برافراشتن نام حزب ا… و تدارک تاسیس نهضت اسلامی دانشجویان غرب کشور به عنوان نخستین اتحادیه دانشجویی و نامزدی در انتخابات اولین دوره مجلس شورای اسلامی در پاوه نقش بی بدیلی در عرصه های سیاسی و فرهنگی منطقه ایفا نمود. در دور اول انتخابات مجلس شورای اسلامی کرمانشاه که با نفوذ و تقلب سازمان مجاهدین خلق در فرمانداری کرمانشاه سید محمد سعید جعفری را رد صلاحیت کرده، سه نفر از نامزدهای منافقین و گروهک ها را به مرحله دوم انتخابات معرفی نمودند، استاد شهید سعید جعفری با دعوت از مردم به تحصن در فرمانداری از ورود آنها به مجلس جلوگیری به عمل آورد.

برگزاری مراسم دیدار حزب ا… و روحانیت کرمانشاه با امام(ره) و دیدار امام جمعه وقت سنندج و جمعی از برادران اهل سنت و دیدار طایفه اهل حق با امام(ره) و دیدار جهت اخذ امان نامه ها و ملاقات در مساله کردستان و تشکیل نیروی نظامی و بیان مطالب خصوصی با امام(ره) در مورد عدم سلامت وابستگان آیت ا… منتظری در اواخر سال ۵۸ از مهمترین دیدارهای این شهید با امام(ره) است. ارتباط شهید با مجلس اعلای شیعیان لبنان و سفر آقای عبدالامیر قبلان به کرمانشاه و نیز ارتباط با حزب الدعوه الاسلامیه عراق خصوصاً علامه سید مرتضی عسگری از پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و همکاری با حزب اسلامی رعد افغانستان پس از پیروزی و صدور نشریه عاشورا در افغانستان از اقدامات سیاسی-فرهنگی شهید است در حوزه ی خارج از کشور.

استاد شهید و این فرمانده دلیر یکسال پیش از آغاز جنگ تحمیلی با نگاشتن نامه ای تحرکات جبهه عراق و خطر حمله قریب الوقوع آنان را به رئیس جمهور وقت گوشزد می نماید ولی با بی توجهی او روبرو می گردد. پیرو این روشنگری ها نیروهای مردمی کرمانشاه در آذر ماه ۵۸ کنسولگری عراق را که مشغول نقشه برداری و جمع آوری اطلاعات از منطقه است تصرف می نمایند و اسنادی را نیز در اختیار آن شهید قرار می دهند. شهید جعفری در مصاحبه خویش با روزنامه اطلاعات در اسفند ۵۸ بار دیگر بر خطر حمله عراق تصریح نمودهو با وجودی که در این زمان هیچ گونه مسئولیت رسمی در کشور نداشت (چون با آماج تهمت هایی که مهدی هاشمی و باندش، گروهک ها و … به آن بزرگوار نسبت دادند ایشان را از فرماندهی سپاه کرمانشاه کنار گذاشتند) تنها از روی احساس تکلیف، از تابستان ۵۹ رأساً دو مجموعه را به سرکردگی شهیدانمفقودالاثر امیر سالمی و داوود رضوانی در مرزهای خسروی و گیلانغرب مستقر می نماید تا آخرین تحرکات دشمن را به صورت روزانه به ایشان گزارش نمایند. متأسفانه با هجوم ارتش عراق به ایران این دو گروه که در نزدیک ترین خط مرزی ایران با عراق مستقر بودند با مقاومت محدودی متلاشی و دو فرمانده غیور آن به شهادت می رسند. استاد شهید با سخنرانی های متعدد در کرمانشاه به دعوت عمومی و بسیج نیروهای مردمی به جهاد اهتمام نموده شخصاً با جمعی از یاران و شاگردان جان بر کف خویش به عنوان نخستین گروه پیشتاز در مبارزه و جهاد به جبهه ی دشمن در حال پیشروی می شتابند و در حالی که دشمن از سرپل ذهاب گذشته است با آنان روبرو می شوند. راهبرد سردار شهید و همرزمان او در این نبرد نابرابر اجرای عملیات چریکی و وارد کردن ضربات متعدد بر پایگاه ها و مراکز نظامی و ماشین های زرهی دشمن در طول شب به منظور افزایش خسارت و تلفات مهاجمان و عدم امکان پیشروی و زمین گیری ماشین جنگی دشمن است. یکماه مقاومت سرسختانه این گروه اندک که با حمایت هوانیروز کرمانشاه خصوصاً رشادتهای شهیدان علی اکبر شیرودی و احمد کشوری و یحیی شمشادیان پشتیبانی می گردد منجر به زمین گیر شدن سپاه سوم عراق در دشت ذهاب و نهایتاً تخلیه و عقب نشینی آنها از منطقه شهری سرپل ذهاب و انتقال جبهه مقاومت ایران به ارتفاعات قراویز در غرب سرپل ذهاب می گردد. در تمام این مدت درسهای نهج البلاغه شهید در خط مقدم نیز ادامه می یابد. او پاسدار توأم جبهه های جنگ و فرهنگ بود. عاقبت در ۴ آبان ۱۳۵۹ در شب خجسته عید غدیر ولایت مرتضوی در خط مقدم جنگ و ارتفاعات قراویز به اجداد پاک و شهید خویش تأسی نموده پس از عمری کوتاه اما بسیار پربرکتدر حال سجده جان به جان آفرین تسلیم می نماید. علمای کرمانشاه بر پیکر او چندین نماز می گذراند و مردم کرمانشاه با شکوه ترین تشییع را در خاطره ی این شهر برای او بر پا می کنند. در بیان شأن و منزلت شهید جعفری(اعلی الله مقامه)همین قدر کافی است که مزاری که امروز شهید جعفری در آن آرمیده است در حقیقت مزاری است که آیت الله نجومی ۱۸ ماه قبل از شهادت شهید جعفری برای خود تهیه ومهیا کرده بود ولی بعد از شهادت شهید جعفری بر اساس علاقه ای غیر قابل توصیف که به این شهید والامقام داشت مزار خود را به این شهید تقدیم نمود وسنگ مزارش را شخصاً با قلم بی نظیرشان اینگونه نوشتند:

«درود بر تو ای عزیز روزگار و ای اباصالح؛ لَقَد عَشتَ سعیداً و متَّ سعیداً و سَتَبعَثَ بعداً حَیّاً سعیداً.»

وامروز بحمد الله مزار شهید جعفری میعادگاه عارفان و دلسوختگان ودارالشفای عاشقان می باشد ./س

روحش شاد ویادش گرامی

پاسخ دهید

سوال امنیتی:

آخرین اخبار